تبليغاتX
روزنوشت های عمو کیوان
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386
با نيروي همبستگي طبقاتي و مبارزه متحدانه محمود صالحي از زندان آزاد مي شود

با نيروي همبستگي طبقاتي و مبارزه متحدانه محمود صالحي از زندان آزاد مي شود

کیوان امیری الیاسی

ساعت 12:30 دوشنبه  20 فروردين 1386 نيروهاي امنيتي با مراجعه به محل کار محمود صالحي از رهبران شناخته شده جنبش کارگري ايران به بهانه حرف زدن در مورد چگونگي برگزاري مراسم اول ماه مه، وي را  به دادسراي شهر سقز بردند، در دادسراي اين شهر بعد از ابلاغ حکم دادگاه تجديد نظر استان مبني بر يک سال حبس تعزيري و سه سال حبس تعليقي، نيروهاي انتظامي، محمود صالحي را  بازداشت و تحت تدابير شديد امنيتي به بند 9 زندان شهر سنندج انتقال دادند. محمود صالحي در اعتراض به نحوه دستگيري و اجراي حکمش از امضاي ابلاغيه خودداري کرده است. به عبارت بهتر محمود حکمي را که صادر شده است به رسميت نشناخته است. چرا که برگزاري مراسم روز کارگر مستقل از دولت و نهاد هاي کارگري وابسته و خائني چون خانه ي کارگر و شوراهاي اسلامي کار حق طبيعي و انکار ناپذير کارگران است. هيچ کارگري نبايد براي برگزاري روز خود مورد اذيت و آزار قرار گيرد و دستگير و زنداني شود. همچنين جلال حسيني از ديگر فعالين کارگري نيز روز 21 فروردين به دادسراي سقز احضار شده است. جلال حسيني و محسن حکيمي هم هر يک به يکسال حکم تعليقي محکوم شده اند و به آنها گفته شده است در صورت برگذاري مراسم اول ماه مه امسال حکم تعليقي آنها هم تائيد خواهد شد.

بازداشت غير قانوني محمود صالحي(بدون ابلاغ حکم به وکيلش) امکان هر گونه آمادگي را از محمود صالحي گرفتاه است به گونه اي که محمود حتي فرصت نيافت دارو و نيازمندي هاي پزشکي اش را با خود ببرد. محمود صالحي در وضعيت جسمي بسيار خطرناکي به سر مي برد. کليه ي سمت چپ خود را به طور کلي از دست داده و کليه ي سمت راستش با ظرفيت ناقص فعال است. ساعت 5 بعد از ظهر روز شنبه 25 فروردين تعدادي از کارگران سنديکاي خبازان سقز و نيز تعداد زيادي از مردم سقز به نشانه همبستگي با ايشان در محل اين سنديکا تجمع نمودندن است و در اعتراض به دستگيري محمود صالحي دست به سکوت نمادين زدند.در نتيجه ي بورش نيروهاي امنيتي به اين تجمع محمد عبدي پور (از فعالين کارگري و از همراهان محمود صالحي که در اول ماه مه 83 )، سامرند صالحي(فرزند محمود صالحي) و بيش از 20 نفر از کارگران بازداشت شدند. همچنين فردي به نام "علا کرمي" وارد محل کار جلال حسيني شده و ميگويد که قصد کشتن جلال را دارد. اين فرد و همراهانش به ضرب و شتم جلال ميپردازد به طوري که فک جلال دچار صدمه جدي شده است.

محمود صالحي کارگر نانوايي است که از نه سالکي کارگري را شروع کرده است. محمود در جريان کار از خودبيگانيگي و استثمار انسان ها را درک کرده است . او در تشکيل سنديکاي کارگران خباز نقشي محوري ايفا کرده است. اين کارگر پيشرو و آگاه بيش از شش سال  از عمرش را به خاطر دفاع از طبقه ي کارگر و مبارزه با مناسيات غير انساني در زندان سپري کرده است. بارها وبارها مورد شکنجه واذيت وآزار قرار گرفته است و در اثر شکنجه، دچار فتق، شکستگي ناخنهاي دست، پا و دندهايش شده است.

محمود صالحي در سال 1383  با مسئول کنفدراسيون اتحاديه هاي آزاد کارگري تماس برقرار کرد و به بازگويي مشکلات و مسائل کارگران ايران پرداخت. متعاقب آن محمود صالحي براي ايجاد حرکت مستقل اول ماه مه در سال 83 کوشش زيادي به خرج داد. در نتيجه ي اين اقدامات او و شش تن از همرزمانش(جلال حسيني، محسن حکيمي، برهان ديوارگر، هادى تنومند، اسماعيل خودکام، محمد عبدى پور ) بازداشت شدند درنتيجه ي بازداشت محمود صالحي و ديگران فعالين کارگري مراسم اول ماه مه در سقز ناتمام ماند اما محمود و همرزمانش ادامه ي مراسم را در زندان برگزار کردند. فشارهاي مختلف به اين فعالين از همان لحظات اول بازداشت آغاز شد اما در پاسخ به اين فشارها محمود و ديگر فعالين کارگري دست به اعتصاب غذا زدند تا با اين کار صداي خود را به تمام انسان هاي آزادي خواه و برابري طلب دنيا برسانند. خبر دستگيري اين فعالين کارگري و نيز اعتصاب غداي آن ها با جنبش حمايتي بي نظيري متشکل از صدها نهاد کارگري و انسان دوست در سراسر دنيا پاسخ داده شد. در نتيجه ي کارزار وسيع و متحدانه اي که در داخل و خارج از کشور براي آزادي اين فعالين کارگري ايجاد شد. محمود و ساير فعالين کارگري دستگير شده به قيد وثيقه هاي سنگين موقتا آزاد شدند. وثيقه هاي سنگيني که براي آزادي اين فعالين طلب شده بود به هيچ وجه در حد استطاعت اقتصادي آن ها نبود. وثيقه ها به همت مردم قهرمان سقز جمع شد. (براي هر کدام از فعالين سند حدود 15 تا 20 خانه در شهر سقز گرو گذاشته شد) محمود از اين خاطره در اهميت گره خوردن جنبش کارگري با خواست هاي توده ي مردم يا به عبارت بهتر توده اي شدن مبارزات استفاده مي کرد. طي اين چند سال محمود و ساير همرزمانش همواره در دادگاه ها در رفت و آمد بودند، اين مبارزين رهايي طبقه ي کارگر اما در تمام اين مدت و در دادگاه هاي مختلف از منافع طبقه ي کارگر دفاع کرده اند و قدمي عقب نشيني نکرده اند. در حاليکه که اعتراضات کارگري گسترش بافته و قدم هاي مهمي در راه اتحاد عمل کميته هاي کارگري برداشته شده است، کارگران شرکت واحد اعلام تجديد انتخابات سنديکاي خود را نموده اند و فعالين کارگري عزم راسخ خود براي برگزاري اول ماه مه را اعلام نموده اند و در شرايطي که جنبش معلمان وارد فاز جديدي از مبارزه ي خود شده است و معلمان اعلام کرده اند که علي رغم همه ي فشار ها و سرکوب ها تا رسيدن به خواسته هاشان  دست از مبارزه برنخواهند داشت؛ بازداشت و محکوميت محمود صالحي و احضار جلال حسيني که در انتظار حکم نهايي دادگاه تجديد نظر بسر مي بردند، آنهم در آستانه برگزاري مراسم  اول ماه مه  بيانگر اين واقعيت است که بورژوازي و حکومت اسلامي از جنب و جوش جنبش کارگري و به صحنه آمدن نيروي سوم (نيروي کارگران و زنان، نيروي همه ي انسان هايي که براي دنيايي بهتر مي جنگند) به طور عام و فعاليت فعالين و پيشروان کارگري براي برگزاري هر چه با شکوه تر مراسم اول ماه مه به طور خاص در وحشت است.

به راستي چرا حاکميت که بر قله ي انرژي هسته اي تکيه زده است از محمود صالحي و همرزمانش مي ترسد؟ در شرايطي که جدال اسلام سياسي(به پشتوانه ي سرمايه ي رانتي و قشرهاي ديگري از سرمايه) و سرمايه ي جهاني در منطقه ي خاورميانه و به خصوص در ايران به مرحله ي حادي رسيده است و هر دو طرف با جنگ افروزي افق سياهي را مقابل روي مردم ايران قرار داده اند. هر دو طرف از به ميدان آمدن جنبش هاي اجتماعي به خصوص جنبش هاي کارگري و زنان مي ترسند چرا که اين جنبش ها راهکار را در چانه زني يا تعيين تکليف خشونت آميز در راس هرم قدرت نمي جويند. اين جنبش هاي مصمم به رجوع به خواست راديکال توده هاي مردم براي ايجاد دنيايي بهتر هستند. تمام ترس هر دو طرف آمدن نيرويي به صحنه است که دست کليت سرمايه را از جان انسان ها کوتاه کند و در برابر هر گونه مناسبات غير انساني قد علم کند. هر دو طرف از حضور نيرويي در هراس اند که هم به چکمه پوشان آميريکايي نه بگويد و هم در برابر اسلام سياسي قد علم کند. هر دو طرف از حضور نيروي سومي که فردايي روشن را براي مردم ايران ترسيم کند در هراس اند. بدون شک محمود صالحي در صف اول اين نيروي سوم ايستاده است. بورژوازي و حکومت اسلامي از سازمان يابي طبقه ي کارگر مي ترسد. ايران عضو سازمان بين المللي کار است و مقاوله نامه هاي ۹۸ و ۸۷ سازمان بين المللي کار را در ارتباط با آزادي تشکل ها امضا کرده، اما عملا از اجراي اين مفاد سرباز مي زند. محمود صالحي در صف مقدم مبارزه براي تشکل هاي مستقل کارگري نبرد کرده است. بورژوازي و حاکميت مي دانند که محمود صالحي از چه درجه اي از اعتبار و محبوبيت نزد کارگران ايران و مردم کردستان برخوردار است. آن ها خوب مي دانند که محمود صالحي به يک سنت و جنبش اجتماعي-کارگري تعلق دارد. تمام اين ها دلايل وحشت سرمايه داري از مبارزيني چون محمود صالحي است.

در نتيجه ي تلاش و مبارزه ي محمود صالحي و ديگر فعالين کارگري سازمان جهاني کار  15 فوريه را به عنوان روز حمايت بين المللي از جنبش کارگري اعلام کرد. بدون شک مبارزه ي محمود و همرزمانش براي برگزاري مراسم اول ماه مه سال 83 در تلاش براي سازمان يابي کارگران موثر بوده است. نقش مبارزه ي آنان و نيز تلاش پيگير و متحد براي آزادي اين فعالين در شکل گيري کميته هاي کارگري از جمله "کميته ي هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري" و "کميته ي پيگيري براي ايجاد تشکل کارگري"، "کميته ي دفاع از کارگران بيکار  انکارناپذير است. (محمود صالحي سخنگوي کميته ي هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري است) زماني که سازمان جهاني کار شوراهاي اسلامي کار و خانه ي کارگر را به عنوان تشکل کارگران ايراني به رسميت شناخت محمود صالحي ساکت ننشست و بي پرده به سازمان جهاني کار به دليل به رسميت شناسايي شوراهاي اسلامي و خانه کارگر اعتراض کرد. او به کنفدراسيون اتحاديه هاي آزاد کارگري نوشت:" همانطور که مطلعيد چند روز پيش نماينده ي سازمان جهاني کار در تفاهم نامه اي با وزارت کار ايران و خانه ي کارگر، عملا شوراهاي اسلامي را با ايجاد تغييراتي مطابق مقاوله نامه هاي سازمان جهانى کار دانسته و آنها را به عنوان نماينده کارگران خواهد پذيرفت. شخصا فکر نمي کنم اين تفاهم نامه هيچ واکنشى در جنبش کارگرى ايران برانگيزد، زيرا کارنامه ي شوراهاي اسلامي نزد کارگران ايران روشن تر از اينهاست. به رسميت شناخته شدن شوراهاي اسلامي از جانب سازمان جهاني کار وقفه اي در مبارزه ما براي ايجاد تشکل هاي واقعي مان ايجاد نمي کند. ما کارگران ايران مي دانيم که بايد به نيروي مبازره خودمان تشکلهامان را بسازيم و نگاه داريم و موجوديت آنرا به دولت و صاحبان سرمايه ايران بقبولانيم. در اين مبارزه طولانى البته روي نيروي همبستگي کارگران کشورهاي ديگر حساب مي کنيم. کنفدراسيون جهانى اتحاديه هاي کارگري آزاد که يکى از سه رکن سازمان جهاني کار است بايد از حق ما براي ايجاد تشکل در ايران دفاع کند و به تفاهم نامه اخير سازمان جهاني کار رضايت ندهد. خوشحال مي شوم که مرا و همه ي کارگران ايران را از نظرات و اقداماتتان در درباره اين تفاهم نامه مطلع سازيد." نام محمود صالحي از جنبش کارگري ايران حذف ناشدني است محمود صالحي زبان گويا و راديکال طبقه ي کارگر ايران و مردم کردستان است. سکوت در برابر بازداشت او پشت کردن به تمام دست آوردهاي طيقه ي کارگر در سال هاي اخير است.

تاکنون کميته ي هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري ، هيئت موسس اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار، اتحاد کميته هاي کارگري، اتحاد بين المللي در حمايت از کارگران در ايران، انجمن صنفي کارگران برق و فلزکار کرمانشاه، کارگران نساجي شاهو، کارگران نساجي کردستان، جمعي از کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه، جمعي از کارگران کارخانه پرريس، جمعي از کارگران اخراجي آلومين، جمعي از کارگران پتروشيمي کرمانشاه، جمعي از کارگران عسلويه، کارگران گرداننده سايت شورا، کميته ي دفاع از حقوق دستگير شدگان اول ماه مه، فعالين جنبش لغوکار مزدي، جمعي از كارگران و فعالين کارگري شهرستان نقده و ده ها کميته ي کارگري و حزب سياسي در خارج از کشور ضمن محکوم کردن بازداشت محمود صالحي خواستار آزادي بي قيد و شرط او شده اند. همچنين انترناسيونال كارگران ساختمان و صنايع چوب که نمايندگي 350 اتحاديه و 12 ميليون کارگر در سراسر جهان را به عهده دارد، اتحاديه ي کارگران ساختماني جنگلداري مهدن کاري و انرژي استراليا، رئيس کميته همبستگي بين المللي اتحاديه کارگران خدمات عمومي آنتاريوي کانادا، کال لارسون و هانس اينده(دو عضو کميته روابط خارجي پارلمان سوئد) با ارسال نامه هايي به احمدي نژاد خواستار لغو احکام صادره عليه کارگران سقز و آزادي فوري و بدون قيد و شرط محمود صالحي شده است. در اين ميان سکوت معني دار و آغازين سنديکاي اتوبوسراني و نيز نپيوستن اين سنديکا به اتحاد کميته هاي کارگري و زمزمه ي برنامه ي مستقل در اول ماه ماه پرسي برانگيز و غير قابل گذشت است.

راهکار بازداشت فعالين جنبش هاي اجتماعي براي ممانعت از برگزاري آکسيون هاي اعتراضي مساله ي جديدي در مبارزات آزادي خواهانه و برابري طلبانه ي مردم ايران نيست. پيش از اين و در سال هاي اخير از همين حربه در مقابله با جنبش هاي دانشجويي و زنان قبل از مراسم 16 آذر و 8 مارس استفاده شده است. محمود صالحي بهتر از هر شخص ديگري دلايل بازداشتش را در نامه اي به گاي رايدر توضيح داده است:" در واقع دستگيري من سه هفته قبل از اول مه 2007 يک اقدام سياسي است و نه قضائي. آنها مرا در اين شرايط معين دستگير کرده‌اند تا برگزاري مراسم مستقل اول ماه مه امسال دچار مشکل شود و تلاش کارگران ايران براي ايجاد تشکلهاي مستقل از دولت دچار سستي گردد." سوالي که بايد به آن پاسخ داد اين است : آيا ايجاد فضاي رعب و وحشت مانع برگزاري گسترده مراسم اول ماه مه امسال مي شود؟

محمود صالحي از فعالين کارگري است که سنت برگزاري مراسم مستقل اول ماه مه را در بدترين شرايط در کردستان زنده نگاه داشته است. به عبارت بهتر نام محمود صالحي با برگزاري مراسم مستقل  روز کارگر در ايران گره خورده است. او اثبات کرده است که به برگزاري مراسم اول ماه مه در کوهستان هاي کردستان و در اطراف شهرها يا در سالن هاي سربسته رضابت نمي دهد و خواستار کشيده شدن اين مراسم به خيابان هاست. جايي که توده هاي بي شمار کارگر مي توانند به شيوه اي راديکال به بيان خواسته هاشان بپردازند. امسال جنبش کارگري و متحدانش مراسم اول مه را نه فقط در کردستان بلکه در گوشه گوشه ي ايران برگزار خواهند کرد و شعار  آزادي محمود صالحي را سر خواهند داد و تاکيد خواهند کرد که با ايجاد صف همبستگي طبقاتي ونيروي مبارزه متحدانه محمود صالحي از زندان آزاد مي شود. محمود صالحي در شرايطي که در زندان سنندج در بدترين شرايط جسمي به سر مي برد محکم و استوار پاسخ اين حربه ي بورژوازي و حاکميت را مي دهد:" اما آنها از اين نکته غافلند که من متعلق به يک جنبش اجتماعي – کارگري هستم. آنها غافلند که من و ساير فعالين کارگري و مردم مبارز به شيوه جمعي کار ميکنيم. اين جنبش با اين شيوه کار هميشه اين امکان را دارد تا جاي خالي افرادش را پر کند. حتي اين احتمال وجود دارد که فعالين جنبش کارگري در چنين شرايطي بر ميزان فعاليت خود به لحاظ کمي و کيفي بيفزايند و مراسم مستقل روز جهاني کارگر را باشکوه تر از قبل برگزار کنند. اين امکان وجود دارد که تلاش براي ايجاد تشکلهاي مستقل کارگري مضاعف شود." امسال براي اداي دين به محمود صالحي و تمام مبارزيني که براي برگزاري مراسم اول ماه مه و دفاع از منافع طبقه ي کارگر جنگيده اند با شکوه تر از هميشه و با شعار آزادي محمود صالحي به استقبال آن خواهيم رفت.

+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط کیوان امیری الیاسی.
چهارشنبه یکم فروردین 1386
کارگران و سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي(قسمت اول)

این مطلب رو برای وبلاگ کارگر نوشتم!

بعد از این که مطلب رو نوشتم تصمیم گرفتم که توی وبلاگ قدیمی خودم هم بذارمش!

خلاصه این شده که تصمیم گرفتم با این وبلاگ آشتی کنم!

فکر کنم از این به بعد دوباره بنویسم!

مطمئن باشید که جو سال جدید نگرفته منو!!!

 

کارگران و سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي(قسمت اول)

(سازمان يابي طبقه ي کارگر و مساله ي انسجام و سازش فرا طبقاتي)

کيوان اميري الياسي

 

"حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال 1386 را سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" نامگذاري كردند و افزودند: آرزو و اميد همه ايرانيان "استقلال ملي، عزت ملي و رفاه عمومي ملت" است و همه اين اهداف به بركت "ايمان اسلامي، اتحاد كلمه، اميد و عزم ملي، استفاده صحيح از ظرفيت‌هاي كشور و تدبير و تحرك و تلاش" محقق خواهد شد." (تاکيد از ماست)

ايسنا 1/1/86

" ايشان] آيت الله خامنه اي[ تلاش براي اتحاد و يكپارچگي ملي و تقويت هوشيارانه و خردمندانه انسجام امت اسلامي را تنها راه نااميد كردن دشمنان و خنثي كردن توطئه‌هاي آنان خواندند و تاكيد كردند: به ياري پروردگار، در سال 86، آحاد ملت، قوميتهاي گوناگون، مذاهب مختلف و همه صنوف مردم ايران با اتحاد ملي، حركت پراميد به سوي آينده درخشان خود را شتاب مي‌بخشند" (تاکيد از ماست)

ايسنا 1/1/86

بدون شک همانقدر که رفاه عمومي ملت گنگ است محتواي پيام بلند مرتبه ترين مقام حکومت اسلامي روشن است. اما آن چه که امر و مساله ي ماست برخورد با اين مساله از منظر طبقه ي کارگر است.

در شرايطي که حداقل دستمزد براي کارگران در سال 86، 183 هزار تومان تعيين شده و خط فقر بر اساس پيش بيني کارشناسان مستقل براي شهري مانند تهران در سال 86 رقمي در حدود 500 هزار تومان خواهد بود؛ استقلال و عزت ملي عروج مي کند و طبقه ي کارگر ايران با تکيه بر  ايمان اسلامي و اتحاد كلمه فاصله ي 300 هزار توماني نگاه گرسنه و حريص فرزندانش با خط فقر را پر خواهد کرد. و درست در همين شرايط کارفرمايان با تکيه بر همين ايمان اسلامي و اتحاد کلمه هر روز فشار بيشتري به کارگران وارد مي کنند.

اگرچه اتحاد ملي و انسجام اسلامي به صورت واژگونه و فراطبقاتي ترسيم مي شود ( و نمونه ي واضحي از آن در تقسيم ايرانيان به اقوام، قوميت ها و صنوف  مختلف در همين پيام کوتاه نمايان است. چنانکه مبارزه ي طبقاتي نفي مي شود و در بهترين حالت مردم ايران به صنوف مختلف تقسيم مي شوند)  اما از منظر طبقه ي کارگر تنها راه برخورد علمي برخورد طبقاتي با مساله ي انسجام امت اسلامي است. در سلسله نوشتاري که در وبلاگ کارگر قرار خواهد گرفت قدم هاي اوليه براي اين برخورد برداشته خواهد شد.

مساله ي ديگري که بايد مورد توجه قرار گيرد تقويت هوشيارانه و خردمندانه انسجام امت اسلامي است. به عبارت بهتر پرده پوشي فراطبقاتي بر واقعيات عيني جامعه ناشي از يک اشتباه معرفت شناختي - در دستگاه معرفت شناختي مذهبي- نيست. همانطور که اين پيام کوتاه به روشني بيان مي دارد مساله تقويت آگاهانه ي انسجام امت اسلامي است. بنابراين تقويت انسجام امت اسلامي و نظريه پردازي پيرامون آن محتوايي کاملا طبقاتي دارد. انسجام امت اسلامي شور معنوي سرکوب جنبش کارگري توسط بورژوازي در زمانه ي عروج اسلام سياسي است.

مطابق اين پيام حکومت اسلامي در شرايط فعلي به شيوه ي هوشيارانه انسجام امت اسلامي را تقويت خواهد کرد. اما آيا اين مساله در حکومت اسلامي مساله ي جديدي است؟ تاثير اين تقويت انسجام بر تشکل هاي کارگري چيست؟

قرار دادن پوشش "امت اسلامي" بر شکاف­هاي ژرف طبقاتي مساله ي تازه اي در حکومت اسلامي نيست. از همان روزهاي اوليه ي شکل گيري حکومت اسلامي انسجام امت اسلامي يکي از حربه هاي سرکوب بوده است. نکته ي قابل توجه اين است که در طول اين سال ها هميشه در شرايط بحراني قرار داشته ايم و هميشه راه برون رفت از شرايط بحراني انسجام و اتحاد بوده است. البته استراتژي امت واحد مخصوص ايران و جامعه ي ايراني نيست. وظيفه ي ايدئولوژي امت واحده (که در ايران به صورت امت اسلامي نمود مي يابد) در يک جامعه ي طبقاتي استتار تضادهاي اجتماعي است. ايدئولوژي امت واحده منافع طبقه ي حاکم را به عنوان منافع مردم به خورد جامعه مي دهد و از اين طريق نظم موجود را حفظ و تحکيم مي کند. از اين رو اين ايدئولوژي هميشه توسط حافظين نظم موجود مورد بهره برداري قرار مي گيرد. (البته اين ايدئولوژي در چارچوب اسلام سياسي به شکل کاملا افراطي مورد بهره برداري قرار مي گيرد.)

اتحاد ملي و انسجام اسلامي، مردم را به صورت يک خانواده ي بزرگ با سرنوشت يکسان تصوير مي کند. در چنين شرايطي واحد توليدي هم به صورت تجلي اتحاد کارگر و کارفرما نشان داده مي شود. بنابراين مردم بايد پشتيبان هم باشند ( بخوانيد کارگران پشتيبان کارفرما باشند و در برابر استثمار دم بر نياورند) در چنين شرايطي کارگراني که دست به اعتراض، تحصن و اعتصاب مي زنند فرزندان متخلفي شمرده مي شوند که تباهي خانواده را دنبال مي کنند. هر گونه مخالفتي در چنين فضايي مخالفت بر ضد ملت ( امت واحده) و در واقع جرمي جنايي محسوب مي شود.

"رهبر انقلاب اسلامي، "ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان" و "به وجود آوردن مشكلات اقتصادي براي متوقف كردن پيشرفت كشور" را دو روش عمده دشمنان براي مقابله با ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي برشمردند"

ايسنا 1/1/86

در چنين شرايطي هر گونه مخالفت و انتقاد تحت عنوان خرابکاري، تفرقه اندازي و همکاري با دشمنان ملت(امت واحده) به شدت سرکوب خواهد شد. و در نتيجه جنبش کارگري و فعالين چپ به شدت تحت فشار  قرار مي گيرند. استراتژي امت واحده همچنين در عرصه ي سياست به مساله ي رهبري گره مي خورد و به صورت تبعيت بي چون و چرا از رهبري مطلقه ي سياسي نمود مي يابد. استراتژي امت واحده به ويژه در دوراني که امنيت اجتماعي افراد تهديد مي شود شانس بيشتري براي موفقيت دارد چرا که در چنين شرايطي آرزوي يک زندگي مطمئن و آرام در جامعه اي خالي از دشمني و عداوت ( به خصوص در ميان اقشاري که در زندگي اجتماعي موفقيت چنداني کسب نکرده اند و از پايگاه با نفوذي برخوردار نيستند) به شدت تقويت مي شود. استراتژي امت واحده نارضايتي توده هاي ناراضي فاقد قدرت سياسي را از لحاظ ايدئولوژيک تعديل نموده و در جهتي کاناليزه مي کند که کوچکترين خطري حکومت و طبقات فرادست را تهديد نکند. اين نارضايتي بايد متوجه دشمن خارجي يا فرزندان ناخلف داخلي گردد.

نقد استراتژي امت واحده البته هيچ گاه از نظر دور نمي دارد که با نقد نظري يا پرخاشجويي قهرمانانه هرگز نمي توان به مصاف با استراتژي امت واحده پرداخت. اين نقد از آن جا که هميشه مقيد به عمل و تغيير وضع موجود است به خوبي مي داند که تنها راه مبارزه با اين استراتژي سازمان هاي نيرومند و آگاه طبقات پائين جامعه هستند. لذا مساله ي اتحاد ملي و انسجام اسلامي از منظر طبقه ي کارگر بدون شک به مساله ي سازمان يابي و سازمان هاي کارگري گره مي خورد . از طرفي تشکل­هاي قانوني و به اصطلاح کارگري (شوراهاي اسلامي کار،خانه­ي کارگر و انجمن­هاي صنفي) به عنوان بال ضد کارگري انسجام امت اسلامي در محيط هاي کارگري عمل مي کنند و از طرف ديگر مبارزه ي پيگير طبقه ي کارگر - که به نفي انسجام امت اسلامي گره خورده است- بدون شک بدون سازمان يابي طبقه ي کارگر امکان ناپذير خواهد بود. در چنين شرايطي تشکل هاي ضد کارگري و حکومتي وظابف خاصي را دنبال مي کنند. نهادهاي قانوني و به اصطلاح کارگري در ايران به جاي آنکه کارگران را در پيشگاه حکومت و جامعه نمايندگي کنند ، نماينده­ي حکومت و بورژوازي نزد کارگران هستند و عملا به ارگان­هاي سرکوب تبديل شده­اند.

شجاعي ، رئيس کانون شوراي اسلامي کارگري استان کرمان در گفتگويي با کرمان نيوز درباره ي هدف تشکيل اين شورا ها مي گويد:

"اين شورا ها در جهت بهبود کيفيت کارگاه ها و کارخانجات و همکاري با مديران کارگاه ها و در صورت لزوم احقاق حقوق کارگران در چار چوب قانون شروع به فعاليت کردند ."

به نظر مي رسد که اين اعتراف بيش از هر انتقاد ديگري مشخصات اين تشکل ها را نشان مي دهد. همکاري با کارفرمايان و در صورت لزوم احقاق حقوق کارگران (بخوانيد انحراف مبارزه ي کارگران در مواقع حساس و حمله ي وحشيانه به تشکل هاي مستقل کارگري)

بنابراين از سويي تشکل هاي قانوني کارگري خصلت هاي کورپراتيستي (سازش طبقاتي)، ايدئولوژيک(ملي-اسلامي) و وابسته(وابسته به کارفرمايان و حکومت) به خود مي گيرند و از سوي ديگر خصلت آشتي ناپذيري و خط انترناسيوناليستي-غير مذهبي به عنوان تنها شانس موفقيت به تشکل هاي مستقل کارگري تحميل مي شود.

استراتژي امت واحده در صورتي که در مقابل سازمان يابي نيرومند طبقه ي کارگر قرار گيرد نمي تواند در ميان کارگران نفوذ کند. اما از هم اکنون واضح است که حاشيه نشينان شهري و خرده بورژوازي شانس زيادي براي پذيرش اين استراتژي دارند.

در شرايطي که جامعه ي ايراني در آن به سر مي برد امکان عروج آلترناتيو هاي تمام ارتجاعي و نيز امکان پيروزي آلترناتيوهاي انسان باورانه وجود دارد. در شرايط فعلي به هيچ وجه بعيد به نظر نمي رسد که انتخاب سياسي يک بلوچ جندالله و انتخاب سياسي يک خوزستاني الاحواز باشد. خطر عروج آلترناتيوهاي ارتجاعي(که نارضايتي توده ها را به سمتي سوق مي دهند که منافع بورژوازي به هيچ شکل تهديد نميشود) و تحمبل دوران فروپاشي اجتماعي و سرکوب و ناامني سياه به جامعه فزوني گرفته است. رهايي از چنين آينده ي سياهي تنها در گروه شناخت ضرورت هاي مبارزاتي و سازمان يابي کارگري است. در چارچوب همين نگاه است که سال 86 سال انتخاب هاي سياسي رک و پوست کنده خواهد بود.  

ادامه دارد...

+ نوشته شده در 3 بعد از ظهر توسط کیوان امیری الیاسی.