
تجمع ضد جنگ در تهران
امروز(چهار شنبه ۴/5/1385) تجمع ضد جنگ به فراخوان جمعی از فعالین جامعه ی مدنی در پارک دانشجوی تهران برگزار شد.
این تجمع با حضور حدود 70 نفر از دانشجویان رادیکال و فعالین جامعه ی مدنی از ساعت 5 بعد از ظهر آغاز شد. جمعیت شرکت کننده با پلاکاردهای سرخ و سفیدی که در دست داشتند و بدون شعار دادن به مدت یک ساعت تجمع خود را در ضلع غربی پارک دانشجو و روبه خیابان ولی عصر ادامه دادند و در پایان با راهپیمایی در فضای پارک دانشجو با خواندن سرودهای "انترناسیونال" و "آفتاب کاران" تجمع خود را به پایان رساندند. مضمون برخی از پلاکاردهایی که توسط جمعیت شرکت کننده حمل می شد از قرار زیر بود:
جنگ علیه انسانیت را متوقف کنید.
نان، صلح، آزادی
جنگ نه!
ترور را متوقف کنید.
بربریت نزدیک است.
کارگران اسرائیل با اعتصاب خود ماشین جنگ را متوقف کنید.
دريغ از شاخههاي زيتوني كه شكست
از نکات قابل توجه دیگر این بود که حدود 15 نفر از شرکت کنندگان تی شرت های همسان سرخی را پوشیده بودند که شعار"نان، صلح، آزادی" روی آن ها نوشته شده بود. تجمع کنندگان همچنین عكسهايي از كشتار وحشيانه در لبنان و فلسطين و جرج حبش (مبارز رادیکال فلسطینی) را نيز حمل ميكردند.
تجمع کنندگان همچنین نامه ای را خطاب به مردم خاورمیانه و جهان نوشته اند. متن این نامه را پائین تر می خوانید.
تجمع امروز علاوه بر آنکه نقطه ی عطفی در شکل گیری جنبش ضد جنگ در ایران بود در مطرح کردن صدای سوم ، صدای واقعی مردم ایران، موفق عمل کرد. صدایی که از سویی جنایت اسرائیل و سکوت دولت ها و مجامع جهانی را محکوم می کند و از سوی دیگر بنیادگرایی مذهبی را راه حل برون رفت از این بحران نمی داند. این نگاه حکومت اسرائیل ، حماس و حزب الله را حکومت و گروه های بنیادگرای مذهبی می داند و بنیادگرایی را معلول صورتبندی اقتصادی-اجتماعی سرمایه داری می داند.
نگاه رادیکال و انسانی که امروز به شکل فعال اعلام موجودیت نمود از آن جا که خطر جنگ را پشت دروازه های ایران می بیند ، ضرورت تقویت جنبش ضد جنگ را حس می کند. این نگاه جنگ خاورمیانه را معلول اختلافات مذهبی و قومی نمی داند . جنگ خاورمیانه از سویی معلول صورتبندی اقتصادی-اجتماعی سرمایه داری و از سویی عاملی برای بازتولید نظام سلطه است.
ایسنا با بی صداقتی این تجمع را که تجمعی ضد جنگ بود تجمع ضد صیهونیسم دانسته ، اما همین انعکاس خبر نشانه ی ابتکار عمل شرکت کنندگان در تجمع بوده است. مهمترین تفاوت از آن جا آغاز می شود که نیروهای وابسته به حکومت خواستار حمایت از حزب الله هستند و از این طریق از ادامه ی جنگ اگر به نفع حزب الله پیش برود دفاع می کنند ولی تجمع کنندگان خواستار پایان جنگ و کشتار هستند.
متن نامه:
جنگ عليه بشريت را متوقف کنيد!
جنون جنايت آن چنان جهان را در بر گرفته است كه مگر با ديدن تجهيزات پيچيده و پيشرفته نظامي بتوان اين زمانه را از روزگار بدويت و توحش تميز داد. بحران كنوني خاورميانه دو راهيِ گريزناپذيري را پيش رو نهاده است: تكرار چرخه معيوب خشونت، ادامه جنگ و هرچه بيشتر در غلتيدن به ورطه بربريت؛ و يا متوقف ساختن جنگ و تلاش براي دستيابي به صلحي پايدار و جهاني انساني. راه اول، خواستِ دولت هاي ضد مردمي است که براي حل مشکلات اقتصادي و سياسي خود حاضرند جان هزاران انسان بي گناه را قرباني کنند؛ و مسير دوم، خواستِ نيروهاي مردمي و مترقي است که براي جامعه اي آزاد و برابر تلاش مي کنند.
حكومت اسراييل كه جغرافياي خود را ارض موعود و قوم يهود را يگانه وارث ابدي آن مي داند، اينك آن سرزمين را به جهنمي بدل ساخته است: نخست، سلب ساده ترين امكانات حيات از ساكنان نوار غزه و سپس تهاجمي همه جانبه به لبنان و هدفِ حمله قرار دادن تاسيسات زيربنايي، قتل صدها غير نظامي و آواره كردن بيش از نيم ميليون انسان؛ که در ميانه اين آتش و خون، زنان، کارگران، کودکان و همة فرودستان اجتماع به قعرِ جهنم نزديکتر مي شوند. دولت هاي مختلف جهان نيز نه تنها تلاشي جدي در دفاع از مردمان بي گناه و بي دفاع فلسطين و لبنان انجام نداده اند بلكه بعضاً مهر تاييدي نيز بر خشونت لجام گسيخته اسراييل زده اند.
چگونه مي توان از حكومت هايي چون آمريكا، كه با حمايت آشکار از جنايات اسرائيل، اهميتي به نخستين حق، يعني حيات نمي دهند، انتظار به ارمغان آوردن حقوق بشر را داشت؟ تا آن هنگام كه جهان بر مدار سرمايه مي گردد حقوق انسان ها نيز به پول هاي رايج قابل خريد و فروش خواهد بود. و دولت هاي سرمايه مدار، دلالان اين بازار ضد انساني هستند. از سويي، دولت هاي مختلفِ حافظ اين نظام چاره بحران هاي دروني و ساختاري خود و يا تضادهاي في مابين را در جنگ، يا در فرافكني و منازعه اي غيرمستقيم جستجو مي كنند. از ديگر سو، «بنيادگرايي ديني» كه خود در بستر اين نظم باليده است در حاشيه آن مي كوشد زمان را به عقب بازگرداند و با تداعي جنگ هاي صليبي و سوءاستفاده از احساسات مذهبي، پيروان اديان مختلف را به جان هم اندازد و به نام دين، مردم را وارد جنگي کند که هدف آن جز فروش تسليحات براي سود بيشتر نيست. و در اين ميان زندگي يا صحنة تكرارِ استثمار، بي عدالتي و سلب آزادي ها و يا نظير آن چه در عراق مي گذرد، قرباني هر روزه بمب و وحشت و ترور مي گردد و آن چه از ياد مي رود انسان است، انساني شايسته انسانيت.
ما، جمعي از فعالان مستقل جامعه مدني و طرفداران صلح در ايران، خواستار خاتمه جنگ، خشونت و ترور در منطقه هستيم و با تبري جستن از بازي دولت هاي ضد مردمي، از مردم جهان و خاور ميانه مي خواهيم با اعتراضات خود دولت هايشان را وادار به فراهم آوردن زمينه هاي صلحي پايدار كنند.
به اميد صلح، آزادي و برابري براي همگان
گزارش های دوستان: