
اول سلام کنم و سال نو رو به همه تبريک بگم ؛ مدتي بود که ديگه نمي نوشتم! راستش را بخواهيد گيج ضربات مهرورزي بودم! اسفند ماه عجيب غريبي بود! که به هر شکل.....
از امروز تصميم گرفتم که منظم تر بنويسم. (اگه تنبلي نکنم) قصد دارم که روزي 2 بار آپ کنم! حالا تا چه پيش آيد!
نفرت در هر کجا ممنوع!
(گزارشي از افزايش حمايت از گرايشات مرتجع نژادپرستانه در اسرائيل)
منبع خبر روز است! که خودش خبر را ازهاآرتص(24 مارس) نقل کرده!(با اندکي تلخيص!)
63% از يهوديان اسرائيل با اين گفته که "عرب ها براي امنيت و وضع جمعيتي کشور، تهديد بشمار مي روند"، موافق و 31% مخالفند. اين گفته در ميان ارتودوکس ها و اولترا ارتودوکس هاي يهودي و قشر کم درآمد، طرفدار بيشتري دارد.
34% معتقدند که فرهنگ عرب، پايين تر از فرهنگ اسرائيل است و 57% با اين نکته مخالف اند.
نيمي از يهوديان اسرائيل وقتي کسي درجايي به زبان عربي صحبت مي کند، احساس ترس و ناراحتي مي کنند. 18% از يهوديان از شنيدن زبان عربي احساس انزجار مي کنند.
68% يهوديان اسرائيل از زندگي کردن در آپارتمانهايي که عرب هاي اسرائيل در آن زندگي مي کنند سر باز مي زنند. 26% يهوديان اسرائيل قبول مي کنند که در يک ساختمان و در همسايگي عرب ها زندگي کنند.
46% يهوديان اجازه نمي دهند که يک عرب به خانه شان بيايد و 50% از آنها از اين موضوع استقبال مي کنند.
41% يهوديان از جدا سازي مراکز تفريحي يهوديان و اعراب حمايت و52% از آنها با اجراي چنين طرحي مخالفت مي کنند. حمايت از اين طرح در ميان يهودياني که ازخاورميانه آمده اند نسبت به تا يهودياني که از اروپا آمده اند و نيز در ميان يهودياني که گرايشات قويتر مذهبي دارند بيشتر است.
در سال 2005، 225 حادثه به دلايل نژاد پرستانه عليه ساکنان عرب اسرائيل گزارش شده است. (تعداد واقعي حوادث بايد چيزي بيش از 1000 حادثه باشد)
وخب اگه حوصله داشته باشيد مي خوام يکي دو مورد اضافه کنم:
1 - فکر مي کنم هيچ وقت راديکاليزه شدن در يک گروه، جامعه و حتي کلان تر از اون (در سطح جهاني) به صورت يک طرفه اتقاق نمي افته! در مورد شکل گيري گرايشات افراطي هم همين موضوع صدق مي کنه( واين توضيح رو همين جا اضافه کنم که مرز مشخصي ببين راديکاليسم و حمايت از جريان هاي افراطي قائلم)
در اين مورد به خصوص ميشه به راي آوردن حماس در انتخابات اخير فلسطين ، و يا افزايش گرايشات ضد اسرائيلي در موضع گيري هاي دولت ايران اشاره کرد.
2- اگه آمارگيري مشابهي در مورد اينکه " آيا فرهنگ عرب پائين تر از فرهنگ ايراني است ؟" در ايران انجام شود فکر مي کنيد چه نتيجه اي به دست مي آد! (البته تا وقتي که چنين نظرسنجي انجام نشده نميشه اظهار نظر کرد ولي اگه اجازه بديد با توجه به آدمهاي دور و برم قضاوت کنم و تخمين بزنم که حداقل 70 درصد با ابن جمله موافقند. لطف کنيد و اين درصد را با آمار بالا مقايسه کنيد! )
يا مثلا پرسش شود که " آيا افغان ها براي امنيت و وضع جمعيتي کشور، تهديد بشمار مي روند؟" يا مثلا " آيا اعتقاد داريد که افغان ها مردماني شرور و بزهکار هستند؟"چه نتيجه اي بدست خواهد آمد؟
يا مثلا پرسش شود که آيا حاضريم با افغان ها همسايه شويم؟ يا آيا افغان ها را در خانه راه خواهيم داد؟
خاطره اي که هيچ وقت از ذهنم پاک نمي شود کتک زدن وحشيانه ي يک افغاني در محلمان بود!
فکر کنم بهانه اي دست داده که در فرصتي به نژاد پرستي بپردازم! ولي نقدا چند سوال مطرح کنم!!!!!
1- آيا فکر مي کنيد مردم ايران داراي گرايشات نژادپرستانه هستند؟
2- در چه شرايطي گرايشات نژاد پرستانه ميان مردمان يک جامعه افزايش مي يابد؟
3- آيا گرايشات نژاد پرستانه مي تواند نتايج مثبتي به بار آورد يا يکسره متهي به نتايج منفي خواهد شد؟( آيا استثنايي قائل مي شويد يا تمام گرايشات نژاد پرستانه را از يک قماش مي دانيد؟)
4- اگر گرايشات نژادپرستانه را منفي ارزيابي مي کنيد چه راهکارهايي براي مقابله با آن وجود دارد؟
پي نوشت:
قصد توهين به خواننده را ندارم ولي بهتر ديدم توضيحاتي راجع به راديکاليزه شدن بدم!
راديکال در لغت به معناي اساسي بنيادي و ريشه ايست . مثلاً در عبارت «ما خواهان تحولات راديکال هستيم» و يا «فلان مسئله احتياج به تغييرات راديکال دارد» که به معناي قاطع ، ريشه اي و بنيادي است. راديکاليسم در مفهوم عام به معناي مشي کسانيست که طرفدار اقدامات قطعي هستند. و خب طبعا راديکاليزه شدن جامعه به مفهوم افزايش گرايش به جريان هاي راديکال است.