تبليغاتX
روزنوشت های عمو کیوان
چهارشنبه هفدهم خرداد 1385
با تمام قوا سناریوهای قرمز و سیاه را افشا کنیم!

با تمام قوا سناریوهای قرمز و سیاه را افشا کنیم!

با گرم ترین درود ها به همه ی رهروان راه آزادی:

 ( توصیه می کنم در صورتی که پست قبلی را نخوانده اید نگاهی به آن بیاندازید ، چون درباره ی پاره ای از موارد به جزئیاتی که در پست قبلی آورده شده بود اشاره نمی شود)

مطابق وعده ای که داده بودم به موضوع سخنرانی اخیر ایت الله خامنه ای می پرازم. این سخنرانی شامل مسائل گوناگونی می شد طبق معمول سخن از دشمن بود و از اینکه یک قدم عقب نمی نشینیم و ...  بسیاری از دوستان نکته ی قابل توجه این سخنرانی را اشاره ی رهبر جمهوری اسلامی به مساله ی امنیت انرژی در خلیج فارس می دانستند:

"اگر آمریکایی‌ها‌ در باره ایران دست از پا خطا کنند قطعا حرکت انرژی در منطقه به خطر خواهد افتاد و  آمریکا نیز قادر به تامین امنیت انرژی در منطقه نخواهد بود."

شرمنده ام من آدم سیاسی(به آن معنی که شما هستید) نیستم، از مسائل پیچیده ی دیپلماسی هم سر در نمی آورم ، علاقه ای هم به ایده دادن در مورد روابط بین المللی ندارم، برای من آن مسائلی اهمیت می یابد که به توده های مردم مربوط است و خب به عنوان جزئیتی از آن، مسائلی که به دانشگاه مربوط می شود هم برای من خیلی مهم تر از روابط ایران و آمریکاست. همانطور که در پست های قبلی هم اشاره کرده ام هر دو حکومت را سلطه جو و ستمگر می دانم و علاقه ای هم به حل بهینه ی مساله ی روابط آن ها ندارم.

"کسانی که امروز این عوامل(منظور از این عوامل تقویت ایمان دینی، تلاش همه مسئولان برای تحقق عدالت، و افزایش قدرت علمی کشور) را تضعیف می‏کنند و با فعالیت بر ضد امنیت کشور، و به عنوان حمایت از قومیت‌ها‌، وحدت ملی و وحدت ایرانی را مخدوش می‏سازند در حال خدمت به دشمن هستند و وظیفه دستگاههای مسئول است که جهت گیری دشمنان را بشناسند و با هوشیاری از حقوق ملت از جمله حق امنیت و حق پیشرفت دفاع کنند."

"دشمنان ملت حاضرند به کسانی که ایمان مردم را تضعیف می‏کنند و با حرکات خود دانشگاهها و مراکز علمی تحقیقاتی را از فعالیت علمی دور می‏سازند جایزه بدهد."

در پست قبلی نوشتم که حکومت ایران درمواجهه با بحران های خارجی راهکار سرکوب و بحران سازی را برگزیده است و به جای روی کردن به توده ها و استفاده از نخبگان سیاسی به ریسمان پوسیده ی بسیج توده ای (پوپولیستی) چنگ می زند. اما برای اجرای این راهکار دو سناریوی کاملا مشخص در حاکمیت ایران دنبال می شود:

1-   سناریوی قرمز:

 خواستار حذف آشکار نیروهای مخالف بر پایه ی مبارزه ی ارزشی است.( این راهکار توسط حامیان حکومت ایدئولوژیک درایران(راست بنیادگرا) که این روزها حول مصباح یزدی و کابینه ی امنیتی-سپاهی رئیس جمهور احمدی نژاد گرد آمده اند، دنبال می شود)

2-   سناریو ی سیاه :

خواستار حذف نامحسوس{به انفعال کشیدن، بایکوت اطلاعاتی از طریق جلوگیری از انتشار اخبار، فیلترینگ،سانسور، نشر گسترده ی اطلاعات مورد تائید، غیر سیاسی کردن فضای جامعه، افزایش دغدغه های روزمره(کنکور، بیکاری، دغدغه های معیشتی، ازدواج و...) ، نشر ابتذال فرهنگی، اتمیزه کردن مخالفین ، جلوگیری از سازمان یابی گروه های اجتماعی و ده ها راهکار دیگر}  و در صورت لزوم(در صورت جواب نگرفتن از راهکارهای نامحسوس) محسوس مخالفین ، و استفاده از منتقدین خودی به عنوان روکش دموکراتیک سرکوب است. بدین شکل در حالی که نیروهای مترقی جامعه به انحا مختلف سرکوب می شوند نیروهای به اصطلاح منتقد(و البته خودی) به صورت نمایشی دگراندیشی را نمایندگی خواهند کرد. (تفاوت دیگر سناریوی سیاه با قرمز د راین است که در این جا سرکوب ارزشی نخواهد بود و به شدت به دینامیسم قوا و پاندولی عمل کردن تاکتیکی اعتقاد دارد) طیف حامیان این سناریو طرفداران دموکراسی نمایشی و شبه دموکراسی در ایران هستند، در واقع این طیف در حالیکه در ظاهر نشان می دهد که به اصول بازی دموکراتیک تن داده (یعنی همان سناریوی شماره ی یک که در پست قبلی اشاره شد حاکمیت ایران آن را انتخاب نکرده است) ولی این بازی را تا جایی تحمل می کند که بقای خودش در ساختار حکومت حفظ شود و لذا به هیچ وجه رادیکال شدن جنبش آزادی خواهی را بر نمی تابد. دست راستی های این طیف همان راست سنتی( روحانیت مبارز و هیئت ها موتلفه) است که حول آیت الله خامنه ای گردهم آمده اند، طیف میان رو را تکنوکرات های حامی هاشمی رفسنجانی و احزابی مثل سازندگی نمایندگی می کنند، مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم طیف چپ حامیان سناریوی سیاه را تشکیل می دهند. در پرتو همین تفکر و سناریو است که مشارکت و موتلفه با هم به مذاکره می نشینند تا در مقابل سناریوی قرمز سناریوی سیاه را تقویت کنند. (توجه شود که حامیان سناریوی قرمز به طرز غیر قابل باوری تقویت شده اند و روند تحکیم قوایشان همچنان ادامه دارد)

بر ماست که تاکید کنیم:

از این به بعد دعواهای درونی حکومت دعوای میان سناریوهای قرمز و سیاه ، یعنی دعوا بر سر شیوه ی سرکوب نیروهای مترقی (نه اصل سرکوب)است. مسیر آزادی خواهی نه از میان شکاف درونی حاکمیت که از میان مبارزه ی مدنی مردمی می گذرد.

 

به نظر می رسد که علیرغم تفاوت های فراوانی که بین دو سناریوی سیاه و قرمز وجود دارد ، راهکار های مشابهی در برخورد با مسائل دانشگاه وجود دارد، پروژه ی گسترده ای برای سرکوب دانشگاه کلید خورده است که باید افشا شود. (در پست های بعدی حتما به جزئیات این سناریو خواهم پرداخت)

در شرایط فعلی عقب نشینی به معنی مرگ خواهد بود! با تمام قوا به پیش!!!

پی نوشت:

میان مطالب مطرح شده در سخنرانی آیت الله خامنه ای دو نکته توجه ام را جلب کرد:

1- "آحاد مردم، مسئولان کشور،  نخبگان سیاسی، نخبگان علمی، اهل حوزه و اهل دانشگاه و دیگر قشرها، همه امت جمهوری اسلامی هستند و همه کسانی که امام، راه امام و وصیتنامه امام را قبول دارند، بدنبال عزت و پیشرفت علمی کشور هستند، به استقلال ایران پایبندند و در راه مصالح ملی قدم بر می‏دارند خودی محسوب می‏شوند."

الف) چرا به صورت شفاف تفاوت های امت و ملت برای مردم مطرح نمی شود و موضع گیری نظام در قبال این دو مساله مشخص نمی شود؟؟

ب) این جملات و ده ها هزار جمله ی دیگری که با همین مضامین توسط سران جمهوری اسلامی و در طول 27 سال گذشته مطرح شده اثباتی است برای خصلت "مذهبی-بناپارتیستی" حاکمیت جمهور اسلامی.(در فرصتی جداگانه باید به تشریح این خصلت پرداخت)

ج) تفکر خودی و غیر خودی در چه نظام هایی و به چه دلیلی به وجود می آید؟

د) چرا تمام این موارد:".... امام، راه امام و وصیتنامه امام را قبول دارند، بدنبال عزت و پیشرفت علمی کشور هستند، به استقلال ایران پایبندند و در راه مصالح ملی قدم بر می‏دارند...." کنار هم آمده اند ؟ آیا نظام به این قائل نیست که همه ی این ها لزوما کنار هم قرار نمی گیرند و می توان بعضی را قبول داشت و بعضی را نه؟

2-"در جمهوری اسلامی، حتی ولایت الهی که مبدا مشروعیت نظام محسوب می‏شود و به ولی فقیه منتقل می‏شود مشروط به پایبندی رهبری به احکام اسلامی است بگونه ای که اگر رهبری به آرمانها و قوانین اسلامی از لحاظ نظری و عملی بی توجه شود از مشروعیت می‏افتد."

توجه فرمائید که بلندپایه ترین مقام حکومتی رسما اعلام می کند که منبع مشروعیت نظام ولایت الهی است نه نظر مردم. این حرف ها آشنا نیست؟ چرا همان حرف های مصباح یزدی است. همان حرف های آیت الله خمینی است و همان حرف های خیلی های دیگر.... اساسا این حرف ها بیان نظرات شخصی نیست بلکه بیان روح "نظام ولایت اسلامی ایران"(منظور همان جمهوری اسلامی است) است. هر کسی که سعی می کند نشان دهد مبنای مشروعیت نظام جمهوری اسلامی رای مردم است یا نادان است یا تبهکار.

+ نوشته شده در 1 قبل از ظهر توسط کیوان امیری الیاسی.